1 دقیقه خواندن
04 Jan
04Jan



 کشتەشدن قاسم سلیمانی در نیمە راە پایان صدور انقلاب اسلامی (هر بار بخوانید صدور   تروریسم اسلامی) قابل توضیح است. قبل از آن با خیزش های اعتراضی گستردە شهرهای ایران، در لبنان و بویژە در عراق جمهوری اسلامی پیام های روشنی مبنی بر پایان عصر صدور انقلاب اسلامی دریافت کردە است. عملیات سحرگاە روز جمعە در فرودگاە بغداد را باید دومین میخ بر تابوت سیاستی دانست که در چهل سال گذشتە پیگیرانە دنبال کردە بود


 تاخت و تاز قاسم سلیمانی در بیش از دو دهەی گذشتە در خاورمیانە مدیون تحولاتی است در جهان و در منطقە. فروپاشی شوروی، حملە عراق به کویت، یازدە سپتامبر، سرنگونی صدام، جنگ سوریە، یمن و بن بست افغانستان و بالاخرە برجام و سالیان طولانی مذاکرات اتمی و فرصت گرانبهایی که در اختیار جمهوری اسلامی قرار گرفت و اختلاف نه چندان پوشیدە امریکا و اروپا در این مذاکرات.، همگی در خدمت سیاست های منطقەای جمهوری اسلامی درآمد. جمهوری اسلامی در بطن این تحولات توانست موقعیت خود را تحکیم کند، از خلاهای پیش آمدە بهرەگیری کند و با سیاست ها و امکاناتی که در اختیار داشت به نیروی منطقەای یکەتازی تبدیل شود


 تمام بار این سیاست و فقدان آیندە آن در بیش از دو دهەی گذشتە بر دوش قاسم سلیمانی نهادە شد. قاسم سلیمانی گاە به نماد "مقاومت" ضد امپریالیستی، گاە فرماندە و سازماندە دستجات مسلح و میلیشاهای اسلامی، گاە به مانع سیاست های امریکا و ممانعت از حضور وسیع آنان و گاە به اتاق فکر و سازماندهی عملیات های پیچیدە تبدیل شدە بود. او بود که در انتخاب و انتصاب وزرا در عراق حرف آخر را می زد و به میزان کمتری در لبنان، پاکسازی قومی و مذهبی را به ویژە در بغداد طراحی می کرد و در لنبان تناسب قوا را به نفع حزب اللە تغییر میداد، در سوریە محکم بشار اسد را حمایت کرد و حوثی های یمن را برای جنگی فرسایشی تسلیح و پشتیبانی می کرد


 اما در چند سال اخیر و اتفاقات و تحولاتی در ایران و در خاورمیانە در راە بود که جمهوری اسلامی را با جدی ترین، سنگین ترین و پیچیدەترین چالش دوران حاکمیتش روبرو ساخت


 روی کارآمدن کابینە جدید با ریاست ترامپ در امریکا، جمهوری اسلامی را کە در هشت سال ریاست اوباما توانات خاورمیانە را قرق کند و آن چە اوباما پیش برد به کیسە رژیم و صدور انقلاب اسلامیش واریز شد، ناگهان با تنگنا و موانع و بن بست های جدی روبرو ساخت. نه تنها فرودآمدن هواپیمای حامل ۱٥٠ میلیارد دلار از سوی اوباما به عنوان پاداش به عقد برجام اثری نماند که با تویت و گفتمان و سیاست ترامپ روبرو گشت که هر بار هیکل نظام اسلامی را تحقیر می کرد


 عصر یکەتازی جمهوری اسلامی بسر می رسید. در عراق نجواهای مخالف جمهوری اسلامی بالا می گرفت. ابتدا پراکندە، محتاطانە و محافظەکارانە و با زبانی الکن از سوی سیاستمداراب عراق و سپس شخصیت های مذهبی و سرانجام سرازیرشدن آب در خیابان های بغداد، نجف و کربلا و بصرە و غیرە. به آتش کشاندن کنسولگری های رژیم در نجف و کربلا. شکاف عمیق و جدی در درون شیعیان عراق. در  یمن یک جنگ فرسایشی جز بلعیدن بخش هنگفتی از سرمایە و تسلیحات رژیم دیگر خاصیتی نداشت. در سوریە اگرچە بار سنگین هزینەهای دەها میلیارد دلاری را پرداخت اما در پایان آن سهم چندانی نگرفت. در لبنان خیزش مردمی با شفافیت جمهوری اسلامی و دخالت های نظامی و سیاسی اش را به چالش کشید و سرمایەگذاری چهل سالەاش را به باد استهزا گرفت، آغاز پایان حضورش را رقم زد که از قبل از سرنگونی شاە جنوب لبنان را به جولانگاە خود تبدیل کردە بود و سودای تسخیر بیت المقدس را در سر می پروراند

 هرچە عرصە بر جمهوری اسلامی تنگ تر می گشت بار قاسم سلیمانی سنگین تر می شد. در دو دهەی گذشتە رژیم تداوم صدور انقلاب اسلامی را به نقش، ظرفیت، توانایی و حضور وی گرە زد. در واقع وی واپسین تقلاهای رژیم برای تداوم حضور و نقش آفرینی در خاورمیانە و این اواخر تنها در عراق بود


 در ایران اما، در این سال ها، جنبش ها و خیزش های تودەای گستردە و خطرات جدی که برای بقا رژیم خلق کرد، اساسی ترین ضربە به سیاست صدور وارد آورد. "نه لبنان نه فلسطین جانم فدای ایران" و واکنش های به شدت منفی مردمی علیە سیاست های خاورمیانەای رژیم و هزینەهای هنگفت به بها سیەروزی بیشتر دەها میلیون خانوادە در ایران، عرصە سیاست منطقەای رژیم را محدود و محدودتر می کرد. قیام دیماە ۱۳۹٦ در حدود ۱٦٠ شهر بزرگ و کوچک که سران رژیم بارها پس از آن اقرار کردەاند که از "فتنە" سختی جان بدر بردەاند، موقعیت خاورمیانەای رژیم را تضعیف، اعتبارش را حتی در میان متحدانش پائین می آمد و امید و پشت بستن به رژیم در جنگ قدرت حکومت ها در لبنان و عراق و سوریە کمرنگ تر میشد


 جنبش و خیزش های اعتراضی پس از دیماە ۹٦ نه در آن سطح گستردە، اما تداوم یافت. بحران درونی، بحران و تنگناهای اقتصادی، نمایان شدن اثرات تحریم ها، چپاول های میلیاردی سران به کشورهای دیگر که ناشی از پارەشدن امید به بقا نظام بود، نه تنها در خاورمیانە که در داخل سرنوشت و آیندە آن را در هالەای از ابهام قرار می گرفت. جنبش و قیام آبان ماە گذشتە در برابر دیدگان جهانیان و به ویژە مردم خاورمیانە و همزمانی آب با خیزش در عراق و لبنان علیە جمهوری اسلامی، میخی بر جعبە صدور انقلاب اسلامی بود


 با کشتەشدن قاسم سلیمانی _ در حاکی که بار سنگین صدور انقلاب بر دوش وی بود  را می توان میخی دیگر بر آن جعبە دانست. بخش مهمی از امکانات آن سیاست را با خود به ملکوت اعلا برد. او لازم نبود جانش را برای حفظ سیاستی بدهد که دیگر هیچ معجزەای نمی توانست تداومش را تضمین کند که همەی شواهد دلالت بر آن دارد که انقلاب اسلامی در میان دود و باورت خاورمیانە واپسین تقلاهایش را می کشد و در داخل، رژیم و سرانش در وحشت شورش های گستردەتر خواب از چشمانشان ربودە شدە است